
جمعه ۲۸ بهمن ماه ۱۳۹۰ به همت حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و انجمن سینمای جوانان ایران، دفتر ارومیه، گالری «محتشم»، اولین گالری خصوصی شهر ارومیه میزبان ۳۲ قطعه عکس از ۳۲ عکاس، به نمایشگاه گردانی. «سیفاله صمدیان» با عنوان «خیلی دور خیلی نزدیک» میباشد .

سیفاله صمدیان در مقدمه این نمایشگاه آورده است:
"سال ۱۳۴۴ – ارومیه: عبداله خان، فرزند ارشد حاج اسکندر- استاد آهنگر زحمتکش خیابان مهاباد- که به گمانم تنها عکاس هنری آنروزهای شهر بود، در داخل پستوی کوچک خانهٔ پدری، مشغول ظهور حلقهٔ فیلمی است که چند ساعت پیش از مناظر روستای «بند» عکاسی کرده است و من گوش به فرمان او، پشت در ایستادهام با ساعتی مچی در دست که زمان ظهور و ثبوت فیلمها را با صدای بلند اعلام کنم.... و از این راه بود که راه من هم به داخل تاریکخانهٔ خانگی باز شد و دستم رفت داخل داروهای عکاسی که عکسهای چاپشدهٔ برادر را پشت و رو کنم و بشورم و آویزان کنم از طنابهای باریکی که بالای سرمان دیوارها را بههم وصل میکردند.
سال ۱۳۴۷- ارومیه: حالا، من اولین دوربینم «لوبیتل۲» را خریدهام با قیمت کمرشکن ۹۰ تومان! و بر خلاف عبداله خان که عشق عکسهای طبیعت و انتزاعی را داشت و هنوز دارد و ضدِ عکسهای «مردم «دار است، شروع کردم به عکاسی از موضوعات اجتماعی آنروزها که بعدها فهمیدم به آن نوع عکاسی میگویند «گدا گرافی» و اینگونه شد که هرچه کارگرِ زحمتکش و گدا و دست فروش بود رفت توی دوربین من...
سال ۱۳۵۳- تهران: در بازگشت از دانشکده، هماتاقیها با جیغ و داد و پرشهای بلندتر از قهرمانان پَرش خبر میدهند که رادیو اعلام کرده نفر اول مسابقه سراسری عکس «پاییز» شدهای! و همین جایزهٔ خوشنشان شاید یکی از پلهای اصلی ورود من به دنیای مثلا حرفهیی عکاسی شد.
سال ۱۳۷۰- تهران: با مرتضی ممیز و محمود کلاری نام ماهنامهٔ «عکاسی» را که امتیاز آن بهنام من صادر شده است، به «تصویر» تغییر میدهیم به امید آنکه پل ارتباطی بین همهٔ هنرهای تصویری شویم؛ از عکاسی گرفته تا فیلم و گرافیک و نقاشی و کاریکاتور و....
سال ۱۳۹۰- تهران، ارومیه: در نهمین دورهٔ جشن «تصویر سال» و جشنوارهٔ فیلم تصویر که حالا شرکتکنندگان آن به بیش از ۲۵۰۰ نفر رسیده، رومین محتشم در کنار دهها استعداد عکاسی شهرمان میخواهد اولین گالری هنری عکس ارومیه و قطعا آذربایجان غربی را راهاندازی کند، از من میخواهد که انتخابکنندهٔ عکسها و یا بهقول آنطرفیها! «کیوریتر» نمایشگاه باشم و من خوب میدانم چه اتفاق بزرگی در حال شکلگیری است و چه افق روشنی میتواند در انتظار شهری باشد که متاسفانه همچون دریاچهٔ به نمک نشستهاش، روز به روز در باتلاق مسمومیتهای تصویری و ذهنی سریالهای سطحی و ضد اندیشهٔ ماهوارههای آنسوی مرز، بهویژه همسایهٔ نیمهشرقی-نیمهغربی فرو میرود! "
در بروشور نمایشگاه نوشتهای دلنشین از رومین محتشم، میزبان این رویداد و مدیرمسئول گالری به چشم میخورد:
" ... و آنقدر سرشارم از مهر کسانیکه بیتکلف مرا در آنچه که آرزویم بود قرارم دادهاند، چیزی مثل داشتن دلی برای عشق ورزیدن و داشتن سایهای برای گستردن. نداشتههایم هر چند زیادند ملالم نمیدهند و داشتههایم هر چند اندک آنقدر به باورم میرسانند. برای من اتفاق مهمی است که در این فصل سرد شمعی را برای اهل دل روشن کرده باشم و خلوتگاهی را برای حوصلههایشان. و این گالری بهانه من است برای تکرار بودنها و برای هم بودنها و باهم دیدنها. ما حقیقت اینجامعه هستیم با بضاعتی کم. اما دلی بزرگ برای در آغوش کشیدن فرزندان این خاک. همراهی صمدیان عزیز به عنوان نمایشگاه گردان افتخار بزرگی را نصیب این گالری کرده و حضور شایستۀ تمام هنرمندان عکاسی این شهر، ما را به فردایی روشنتر امیدوار میکند.. از همراهی بیدریغ مدیریت حوزۀ هنری استان و همکارانشان، مدیریت لابراتوار پاپیون، و مدیریت مرکز توسعه فرهنگ و تجارت آذربایجان و آقای دکترپیوند محمدی و دوستان همراهم آقایان صمد قربانزاده و علیرضامیرزایی که در حمایتهای مالی و اجرایی این نمایشگاه صمیمانه تلاش کردند تشکر مینمائیم.
چشمانتان پر نور و دلهایتان پر شور باد."
حامیان نمایشگاه عبارتند از:
حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، انجمن سینمای جوانان دفتر ارومیه، لابراتور چاپ عکس پاپیون،"باراما" مرکز توسعه فرهنگ و تجارت آذربایجان.








